بالاخره میهن بلاگ از فیلتر در آمد!

دوشنبه 8 تیر 1388 10:36 ق.ظ

مبارک است!

 به سلامتی بعد از مدتها بالاخره دامنه دات کام میهن بلاگ از فیلتر درآمد و ما توانستیم وبلاگمان را به روز کنیم. انگار اهمیتی ندارد که اولین مورد آنفلوانزا وارد کشور شده، خیلی چیزهای دیگر هم اصلاً اهمیتی ندارد. باید به همین حداقل ها دلخوش باشیم و خداوند را شاکر! گله و شکایتی هم نداریم. دیگر به این چیزها عادت کرده ایم.
اما راستش را بخواهید اگر این وجدان بی معرفت نبود و مدتی دست از سرم بر می داشت، دیگر دلم نمی خواست اینجا بیایم.


آنفلوانزا ( 12)

شنبه 23 خرداد 1388 07:26 ق.ظ
طبقه بندی:پزشکی و سلامت، 

و اینک آغاز ماجرا ...

دو روز قبل ( موقعی که ما سرگرم رقابت های انتخابات بودیم) سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد براساس شواهد و بررسی ها وضعیت همه گیری جهانی آنفلوانزا از "فاز 5" گذشته و وارد " فاز 6 " شده است. برای اطلاع خوانندگان عزیز باید اشاره کنم که در کل، 6 فاز یا مرحله برای پاندمی ( همه گیری جهانی) آنفلوانزا تعریف شده است که مرحله 6، آخرین مرحله آن است. با توجه به اینکه در کشورهای متعدد جهان انتقال این بیماری درحال اتفاق افتادن بوده است این تصمیم گرفته شده است. در فاز 6 اقداماتی که باید انجام شود بسیار جدی و مهم تر است. همه کشورها بجای اینکه فقط هشدار دهند باید اقدامات عملی و سریع انجام دهند.
آخرین آمار آنفلوانزا :
تا امروز 29669 نفر بیمار از 74 کشور دنیا بطور رسمی اعلام شده اند. از این میان 145 نفر فوت کرده اند.
کشورهایی که موارد فوت داشته اند: مکزیک، آمریکا، کانادا، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، گواتمالا.
کشورهای همسایه و نزدیک به ایران که مواردی را گزارش داده اند: کویت، بحرین، امارات، عربستان، ترکیه، هند.

نترسیم ! اما بدانیم باید چکار کنیم !


تلاش برای رسیدن به صندلی دهم

سه شنبه 19 خرداد 1388 10:45 ب.ظ
طبقه بندی:مناسبتها، 

ارزیابی عملکرد کاندیداها
اشتباه نکنید، قصد ما – برخلاف آنچه تاکنون بسیار شنیده و خوانده اید – این نیست که دوران نخست وزیری موسوی و یا 4 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد را نقد کنیم. بلکه هدف تنها تحلیل شیوه های تبلیغاتی حال حاضر این بزرگواران و تیم آنهاست.

احمدی نژاد و تیم او نشان داده روانشناسی مردم ایران را خوب می داند. به این ترتیب تیم برنامه ریز و استراتژیست دولت فعلی به خوبی نشان داده است که ویژگی های ملت را می شناسد و از این اطلاعات به نحو مؤثری استفاده می کند. برخی نمونه های مهم آنرا اشاره می کنیم؛

حمایت از مظلوم. ایرانیان ( بخصوص تفکر سنتی و حتی مدرن آن) هرجا احساس کنند حق کشی و ظلمی به مظلوم وجود دارد، به احتمال زیاد وارد میدان عمل خواهند شد و یا اگر خود مستقیماً وارد عمل نشوند، حداقل از ظالم حمایت نخواهند کرد. بنابراین اگر نشان داده شود در این رقابت عدم توازن و بی عدالتی وجود دارد و سه نفر علیه یک نفر وارد میدان شده اند بدون شک مایل به طرف مظلوم خواهند شد. در همین راستا طبق شواهد مستند موجود استفاده از کلمه "مظلوم" برای توصیف شخص رئیس جمهور در تمام رسانه های مکتوب و غیرمکتوب مورد توجه جدی قرار گرفت.
توجه داشته باشیم که آقای رئیس جمهور 4 سال کشور را اداره کرده و کاملاً منطقی بود که تمام سه کاندیدای دیگرعملکرد او را نقد کنند. همانطور که کاملاً منطقی و قابل انتظار بود که رئیس جمهور فعلی عملکرد دولت خود را با قبلی ها مقایسه کند و سعی در نشان دادن امتیازات و برتری های خود کند. اما این برداشت در سطح جامعه ایجاد شد که یک نفر به تنهایی در مقابل سه نفر قرار گرفته است.  در یکی از تجمعات مردمی این پلاکارد جلب توجه می کرد :

  3  <  1  ( یک بزرگتر از 3 ) !!!

احترام به قدرت. ملت ما بنا به دلایل متعدد فرهنگی و تاریخی، در برابر قدرت واکنش های مختلفی از خود نشان می دهد. اما زمانی که بحث به حاکمان و مسئولان می رسد اکثر ما ایرانیان یک رهبر قدرتمند و محکم را ترجیح می دهیم ولو اینکه در حد افراطی آن باشد. اگر پای صحبت قدیمی تر ها بنشینید، اغلب آنها از رضاخان ( علی رغم استبداد و زورگویی هایی که روا می داشت) به دلیل محکم بودن و با قدرت عمل کردن ذهنیت بدی ندارند و حتی برخی این روش حکومت داری را برای کشور ما مفیدتر می دانند. چیزی که کارشناسان آن را یک ذهنیت استبداد زده می خوانند. همچنان که نرمی و ملاطفت خاتمی در نظر عده ای بعنوان یک نقطه ضعف بزرگ مطرح شد. بنابراین رئیس جمهور باید محکم و با اطمینان حرف بزند، نشان دهد از چیزی نمی ترسد و با همه مراکز زر و زور چه در خارج و چه در داخل می تواند مقابله کند. در بین مردم جامعه این ویژگی آقای احمدی نژاد ( جرأت و جسارت داشتن) بعنوان نمادی از قدرت وی مطرح شد و بسیاری را به او علاقمند کرد.

لجاجت با یک خانواده و گروه خاص. درست یا غلط، گروهی از مردم ما چه شهری و روستایی، چه تحصیل کرده و چه تحصیل نکرده، از یک فرد و خانواده او ( آقای رفسنجانی) ذهنیت خوبی ندارند و بارها و بارها در عرصه های انتخابات مختلف این را نشان داده اند. هرچند این لجاجت به اندازه گذشته نیست اما ارزشش را داشت که دوباره برای جلب رأی عده زیادی، دوباره روی این موضوع مانور داده شود و به آن دامن زده شود و در این راه حتی پای عوارض و مسائل بعدی آن هم ایستاد.

استفاده از ساختارهای سنتی و فرهنگی . مساجد، حسینه ها، مراسم مذهبی و دینی بهترین مکان برای بیان عملکردها و تبلیغ برای دولت نهم بود. به خوبی مشخص بود برنامه ریزی منسجم و دقیقی برای استفاده از این پتانسیل که بخش مهمی از جامعه ایران را شامل می شود طراحی شده است. امری که سایر کاندیداها بنا به دلایل مختلف چندان به آن توجه نکرده و یا نتوانسته بودند از آن استفاده کنند. نکته بسیار مهم دیگر القاء این طرز فکر در سطح جامعه بود که طرفداران احمدی نژاد همه از فقرا و مستضعفان هستند و مخالفان و رقیبان او همه از سرمایه دارها و ثروتمندان هستند. لذا استراتژی نمایش تقابل دینداری و بی دینی، فقر و ثروت، قدرت و ضعف در جامعه به نظر می رسد طرفداران زیادی را برای این جناح به خود جلب کرده است.

اهمیت تبلیغات بصری. علی رغم کلیشه ای شدن و قدیمی بودن این روش تبلیغاتی اما تجربه نشان داده است هنوز این روش کارایی خود را دارد. لذا تهیه و تکثیر پوسترها و پلاکاردهای تبلیغاتی فراوان که در آن بر چند موضوع مهم تأکید شده بود : مردم ( مردم ولی نعمتان ما هستند) و ارزش های دینی ( یک یا حسین دیگر) که در سطح شهرها بطور گسترده مشاهده می شوند، تصمیم عاقلانه ای بود که اجرا گردید. بعلاوه توجه به روستاها و شهرستانهای دور از مرکز در این ستاد تبلیغاتی به نظر بیشتر است.

شناخت نقاط ضعف حریفان و استفاده از آنها؛
موسوی : 
بین مردم ایران موسوی نه سابقه ی مال اندوزی و رانت خواری آشکاری داشت و نه از او تصویر بدی دیده شده بود. اما حمایت آقای رفسنجانی و برخی چهره ها از او می توانست سوژه مناسبی باشد. دور بودن موسوی از صحنه هم موضوع کم اهمیتی نبود. حداقل نتیجه آن در شب مناظره این بود که کمی عصبی و مضطرب شده بود درحالیکه آقای احمدی نژاد به لطف سخنرانی ها و مصاحبه های فراوان در مجامع داخلی و خارجی در همه مناظره ها نسبتاً مسلط تر نشان می داد. ضمن اینکه اکنون سالها از دوران جنگ گذشته است و بسیاری از جوانان فعلی، هیچ شناخت صحیحی از آن دوران ندارند. بنابراین حرف هایی که در مورد مشکلات مدیریت کشور در آن دوران زده می شود را راحت تر می پذیرند.
کروبی : بدون شک جرأت و صراحت لهجه آقای کروبی بیش از دو نفر دیگر بود و با توجه به روحانی بودن و همچنین تجربه های قبلی حضور در صحنه، قطعاً درگیری و مجادله لفظی با او روش مناسبی نبود. بنابراین با توجه به سن و سال او باید از اطلاعات روز و بحث های کارشناسی استفاده می شد. در مقابل او نشان دادن آمار و نمودارها و صحبت از مباحث تئوریک کافی بود تا به مردم اینگونه نشان داده شود اطلاعات ایشان کافی نیست و مردم احساس کنند وی گزینه ی خیلی مناسبی نمی باشد. ذکر جمله ی " رئیس جمهور باید خودش کارشناس باشد" این استراتژی را کاملا مشخص می کرد.
سیاست " دادن 50 هزار تومان به هر ایرانی " که در دوره قبل رأی زیادی از طبقه ضعیف جامعه را به نام کروبی سرازیر صندوق ها کرده بود با دادن "سهام عدالت" و افزایش حقوق ها پاسخ داده شد تا این گروه از مردم هم انگیزه کافی برای حمایت از شیخ اصلاحات نداشته باشند.
رضایی : با توجه به ویژگی های آقای رضایی از نظر سابقه عملکردی، ارتباطات خاص با برخی منابع و مراکز حکومت و همچنین هوشمندی های خاص او نمی بایست مشابه دو رقیب قبلی با او وارد میدان شد. یک بحث ملایم و سئوال و جواب های فنی راجع به برنامه ها باید صورت می گرفت و در طول مناظره وارد بحث های انتقادی و حاشیه ای نباید می شد. کل برنامه باید با آرامش طی شود اما در ده دقیقه آخر - که باید تا حد امکان با طرح سئوالات مختلف و حتی تکرار مباحث ( قانع نشدن در مورد اقتصاد فئودالی و نقش سپاه در اداره کشور ) از زمان آن کاسته می شد -  موضوعات حاشیه ای و حساس مطرح می شد تا او را با چالش های جدی از نظر محبوبیت اجتماعی مواجه کرد. البته با توجه به تمام شدن وقت خود رئیس جمهور تنها وی توانست صحبت آقای رضایی در مورد حمله آمریکا به ایران را مطرح کند. هرچند پاسخ آقای رضایی تا حدی قانع کننده بود اما همین استراژی باعث شد تا وی از فرصت چند دقیقه ای پایان مناظره ها که کاندیداها برای صحبت رودررو با مردم استفاده بسیار می کنند ( در این زمینه فقط آقای موسوی و احمدی نژاد از آن نهایت بهره را بردند)، نتواند هیچ سودی ببرد.

با توجه به موارد فوق و بسیاری مسائل دیگر به نظر می رسد تیم تبلیغاتی و برنامه ریزی آقای رئیس جمهور با شناخت کامل و برنامه ریزی حساب شده از کلیه ابزار خود به خوبی استفاده می برد. حال باید دید نتیجه ی این استراتژی ها در روز 22 خرداد چه نتیجه ای خواهد داشت؟!


وقتی مهندس، دکتر را "چیز " می کند!

پنجشنبه 14 خرداد 1388 01:37 ق.ظ
طبقه بندی:عمومی، 

احتمالاً پس از انتشار این مطلب - که عزیزی خوش ذوق آنرا نوشته  - وبلاگ ما هم جزو سیصد و چند ده هزار سند و مدرکی قرار می گیرد که جناب دکتر آمارش را بعنوان منتقدان علیه دولت ذکر کرد. البته خدا می داند شاید قبل از آن هم جزو اینها شمارش شده بود و ما خودمان خبر نداشتیم. اما بد نیست همین اول اعلام کنم که دکتر جان " من به شما خیلی علاقه دارم". این را با تأکید و چند بار می گویم.  چون گذشته از اینکه خود من هم دکترم ( البته مدرکش از نوع کاغذ پاره ای نیست به خدا) ، یقین دارم ظرفیت شما بالاست بنابراین به خودم اجازه چنین جسارتی را می دهم. ( توضیح : پاچه خواری مهندس را اگر رأی آورد بعداً در وقت مناسب خواهیم کرد انشاا...).


گزارش و تحلیل خیلی حرفه ای مسابقه (مناظره) دکتر و مهندس!

علی رغم اینکه مهندس بازی را با یک پاسکاری ساده شروع کرد اما دکتر همان اول کار به طرف دروازه حریف حمله برق آسای خود را شروع کرد. اصلاً  از همان " بسم الرحمن الرحیم" غلیظ و کشیده اش معلوم بود که از نظر روحی خیلی کار کرده و آمده تا نتیجه بگیرد! و برخلاف افشین قطبی، چیزی را برای پنهان کردن و رو نشدن دستش در بازی های آینده نگه نداشته است. با خودم گفتم ای ول  عجب دکتر با انرژی و محکم بازی را شروع کرد! البته کمی نگران شدم و همان اول ته دلم شک داشتم به کار مربی بدنسازی ایشان! چون می دانید که اگر خوب بدنسازی نکرده باشی، این جور شروع کردن ها، کار می دهد دستت و آخرش انرژی کم می آوری ( این را با توجه به سابقه ی بازی های تیم های فوتبال وطنی حدس زدم).
استراتژی دکتر ( سیستم یازده، یازده، یازده ) زود لو رفت هرچند که نیمه اول حسابی موی دماغ مهندس شد. لطفاً نپرسید این سیستم چه جوری هست چون خیلی تابلو بود. (هرجا توپ هست همه ی بچه ها حمله کنند همونجا )!
تاکتیک جالب دیگری که دکتر داشت، سربه سر گذاشتن و جنگ روانی با توپ جمع کن ها، بازیکنان ذخیره حریف، تماشاگرها و خلاصه بقیه ملت بود جوری که آخرش صدای مهندس وسط زمین در آمد که بابا من اینجام ! به من توجه کن لطفاً !!!
و اما نکاتی هم درباره تاکتیک مهندس؛ 
سیستم بازی مهندس، یک، یک، یک بود ( یعنی همه جا فقط خودم هستم) اما دکتر معتقد بود و اصرار می کرد که اینگونه نیست و " دو - سه " نفر دیگر هم در تیم حضور دارند و انکارها و قسم و آیه های مهندس هیچ اثری در این نظر نداشت.
مهندس که در زمین تیم حریف مهمان بود اولش خیلی "چیز" داشت ... همان اضطراب! چون تحت تأثیر جو ورزشگاه قرار گرفته بود،  برخلاف دکتر که بر اوضاع مسلط بود و اعتماد به نفس بالایی داشت و حتی تعداد سوراخ مورچه های زمین را هم می دانست. اما کم کم که بازی ادامه پیدا کرد "چیز" شد... یعنی مهندس توانست خودش را جمع و جور کند و بازی خودش را نشان دهد. از اینجا بود که بازی کمی "چیزتر " ... جالب تر و هیجان انگیزتر شد.
درحالیکه درصد بیشتری از زمان بازی توپ دست دکتر بود اما روند بازی نسبتاً متعادل بود. حمله ای از این و ضد حمله ای از آن، بازی داشت بطور تقریباً پایاپای ادامه پیدا می کرد تا اینکه نزدیکی های زمان سوت پایان، دکتر یکی - دو تا کار غیر اخلاقی کرد. از آن جمله نشان دادن عکس عیال جناب مهندس. از اینجا بود که مهندس غیرتی شد و "چیز" کرد ... رگ گردنش ورم کرد.
داور که انصافاَ در این داربی بزرگ بد کار نکرده بود ( بنده ی خدا جز نگه داشتن وقت کاری از دستش بر نمی آمد - راستی دم آقا عزت ا... گرم که نکرد داور خارجی بیاورد و اینجا به داوران وطنی بها داد) با احتیاط حدود 2 دقیقه وقت اضافه را اعلام کرد. اینجا توپ دست مهندس بود و اعتراض های مکرر دکتر به جایی نرسید.
 " علی دایی ... پا به توپ ... دو - سه تا از مدافع های حریف رو دریبل می زنه ... موقعیت خوبی داره ... از اون طرف خداداد عزیز فرار کرده ... علی دایی اون رو می بینه ... چه پاسی ... خداداد هست و دروازه بان ... تک به تک .............. گل ل ل ل ل ل ل ل ..... "


پ ن : شخصاً کاری ندارم به گروه بندی ها در این رقابت انتخاباتی. با تعبیرهایی که برخی ها می کنند مبنی بر اینکه چه کسی برنده مناظره شد و چه کسی بازنده هم چندان موافق نیستم. این مناظره بین این دو بزرگوار نکته ها و درس های زیادی داشت. مطمئن باشید خیلی ها در داخل و خارج از کشور آنرا بررسی و تحلیل خواهند کرد. فارغ از اینکه نام چه کسی از صندوق رأی بیرون بیاید بدون شک این انتخابات برنده و بازنده های دیگری هم خواهد داشت و ملاک آن چیزی نیست جز اخلاق و شرف انسانی. 


حکایت facebook ، یاهو 360 و انتخابات

سه شنبه 12 خرداد 1388 08:43 ق.ظ
طبقه بندی:عمومی، 


اصلاً این facebook که می گن یعنی چه؟
در دنیای مجازی یک چیزی داریم تحت عنوان شبکه اجتماعی ( social network ) ، یعنی یک سری از سایت ها هستند که به کاربران خودشون اجازه می دن تا هرکس برای خودش یک صفحه ی اختصاصی داشته باشه، بعد بیاد و با دیگران ارتباط برقرار کنه و دوست بشه. شما می تونید توی صفحه های خودتون چیزهای مختلفی بذارین. از عکس و کلیپ گرفته تا شعر و داستان و خاطره. کم کم این لینک ها و ارتباط ها مثل تار عنکبوت بزرگ و بزرگتر میشه تا جایی که ممکنه در سراسر دنیا پراکنده بشه. حالا به این میگن یک شبکه اجتماعی توی شبکه مجازی.
یکی از معروفترین این سایت ها درحال حاضر سایت  www.facebook.com هست که در همه جای دنیا معروف و شناخته شده است. در بیان معروف بودنش همین بس که رهبرها ، رئیس جمهورها و نمایندگان مجلس و پارلمان کشورهای پیشرفته هم برای خودشون توی این سایت صفحه اختصاصی دارن. ( از جمله آقای سارکوزی)
حالا چرا یک دفعه و اون هم موقع رقابت های انتخاباتی ما این سایت معروف تر شد و سر زبون ها افتاد؟
خیلی ساده؛ دولت این سایت رو فیلتر کرد، به این دلیل که بعضی از کاربران این سایت موضوعات و بحث های سیاسی علیه دولت مطرح کرده بودند. مشابه این اتفاق قبلاً برای سایت های دیگه مشابه  facebook هم افتاده بود که معروفترین اونها سایت  orkut بود که تقریباً سیستم مشابه این یکی داشت ولی بعد از فیلتر شدنش آب از آب تکون نخورد. اما این دفعه قضیه به این سادگی تموم نشد و خبر فیلتر شدن این سایت تیتر صفحه ی اول روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی و خارجی شد. دولت هم برای اینکه از عوارض منفی این کار نجات پیدا بکنه، دوباره دسترسی به این سایت رو آزاد کرد. هرچند هنوز خیلی ها معتقدند بعد از انتخابات احتمالاً دوباره  فیلتر میشه و باید خودشون رو آماده خداحافظی دائم با اون بکنند.
بعضی از بزرگواران انتشار مطالب غیر اخلاقی و سوء استفاده های اینترنتی از facebook رو بعنوان دلیل و توجیه برخورد با اون و سایت های مشابه اعلام می کنند اما این دلیل منطقی و قانع کننده ای نیست. چون اینترنت یک ابزار چند منظوره است. به همون مقدار که احتمال سوء استفاده و انجام کارهای خلاف در اون هست، امکان استفاده های مفید بیشمار هم هست. برای مقابله با کسانیکه مطالبی علیه ما مطرح می کنند ما هم می تونیم از خودمون دفاع کنیم. سایت های علمی و معنوی اگر با کمی ذوق و خلاقیت بتونند مطالب مفید برای جامعه فراهم بکنند، بدون شک مخاطب های زیادی خواهند داشت.
مسأله آخر هم اینه که بد نیست در کنار تهیه برنامه های تلویزیونی  که برخورد دولت با سایت های مستهجن و کلاهبرداری رو نشون می ده و پدر و مادرها رو وحشت زده می کنه، نحوه استفاده صحیح و سالم از اینترنت هم به مردم یاد داده بشه.

 

یاهو 360  خداحافظ!
دوستانی که مشتری دائم یاهو هستند به احتمال زیاد  YAHOO 360 رو هم می شناسند و احتمالاً برای خودشون صفحه ی اختصاصی دارن. شما می تونستید توی صفحه ی خودتون با بقیه دوستانتون ارتباط برقرار کنید ( یه چیزی شبیه  facebook ) ، وبلاگ داشته باشین، لینک خبرها و مطالب جدید سایت های مورد علاقه ی خودتون رو بذارین و هزار تا کار دیگه.
این سرویس هم ظرف کمتر از دو ماه دیگه تعطیل میشه! نگران نشین چون این یکی ربطی به انتخابات ما نداره! خود شرکت یاهو تصمیم گرفته این کار رو بکنه و دلیل اون رو هم اینطور اعلام کرده که می خواد تمرکز فعالیتهاش رو صرف ارتقاء قسمت های دیگه بکنه. البته به اعتقاد کارشناس ها این کار بی ارتباط به مشکلات اقتصادی شرکت یاهو نیست. خیلی خب، شما که کاربر این سایت بودین، هرچه زودتر یه سری به صفحه ی خودتون بزنین و اطلاعات خودتون رو قبل از پاک شدن جابه جا کنید.


پ ن : خنده دار است، این سایت سازمان جهانی بهداشت هم یک جورهایی مثل ما شده! چون برخلاف روزهای قبل که  آمار دقیق و روزانه از آنفلوانزای خوکی رو گزارش می کرد الان حدود 3 روزه که آمار جدید نداده. تا اطلاع ثانوی تعداد کل بیماران 15510 نفر و تعداد فوت شده ها 99 نفر از 53 کشور گزارش شده. بحرین و کویت و امارات هم بغل گوش ما مواردی رو گزارش دادن. هوشیار باشیم.


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
ابراهیم

برخی چیزها ارزش نوشتن و خوانده شدن را دارند! پس لحظه ای درنگ کنید. کفشهایتان را در بیاورید و در آرامش و صمیمیت این فضا مهمان من باشید.


اَبر برچسبها

خاطرات 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :